من کوروش نیستم. جانشینش هستم. یا همون نایب بر حقش ![]()
حوصله آپ کردن ندارن آقا ![]()
الان به شدت جوگیره امتحان روز شنبه هستن و کسی رو تحویل نمی گیرن پس دیگه چه توقعی می شه داشت ![]()
والا راستش الانم هرچی ازش می پرسم چیزی نمی گه
هی می گم یه نظر بده واسه نوشتن می گه چی بگم؟ اگر می خواستم چیزی بگم که خودم می نوشتم ![]()
خلاصه که ملالی نیست جز این امتحان روز شنبه
خودمونیم ها اینم خیلی جو می ده به خودش. حالا خوبه ما می دونیم قراره بره امتحان رو بترکونه![]()
تازشم ما که هیچ!! کل استادای اون بالا هم حال می کردن باهاش وقتی می رفتن پرواز و می اومدن پایین. کلی تو کف نالج(knowledge) آقا بودن
(این اصلا شوخی نبود ها. جدی جدی گفتم. اینو اکثر استادا می گفتن)
به هر حال امیدواریم که همه چیز همونجوری که خودش می خواد بشه شما هم دعا کنید ![]()
فقط پاچه میگیرم.
نزدیک امتحانه.
نمیدونم چرا اینجوری شده.
ولی خیلی شرایط بدیه.
اصلا دوسش ندارم.
ایشالا زودتر تموم شه.
حالا کو تا شنبه.
آهنگای قدیمی.
چون خیلی وقته گوش ندادم الان که دوباره میگوشم خیلی کیف داره.
واقعا بعضی از این آهنگا هرچقدرم که قدیمی بشن ولی خیلی قشنگن.
منکه خسته نمیشم هر چی گوش میدم.
آهان راستی این سریال ترانه مادری رو میبینید؟
من امشب دیدم.
قشنگ بود.
البته تا دیدم هما روستا توش بازی میکنه نشستم ببینم.
بدک نبود.
از همه مهمتر.
آهنگ آخرش.
آقای مدرس خوندن.
من خیلی خوشم اومد.
اصلا فکر نمیکردم صدای ایشون قشنگ باشه.
یعنی البته تا حالا کاری از ایشون نشنیده بودم.
ولی این هم شعرش قشنگ بود.
هم صدای آقای مدرس.
منکه خیلی خوشم اومد.
حیف که خیلی کوتاهه.
جالبه.
اصلا فکرشو نمیکردم.
حالا میان میگیرنم.
میگن کارتون...
به چه حقی...
ای بابا.
چیکار کنم دیگه.
یادش بخیر.
قدیما خیلی بیشتر میرفتیم.
جوون بودیم دیگه.
اما الان...
خیلی وقت بود که نرفته بودیم.
ولی امروز رفتیم.
خیلی خوب بود.
بیاد گذشته.
همونجوری.
آخی...
دوست داشتم.
البته همیشه کنارش لذت میبرم.
هرجا که باشم.
ای بابا.
هر چیزی حدی داره خب.
بسه دیگه.
آخه چقدر این برق ما میره.
دیگه ترکید این دستگا ها.
این پی سی که فکر کنم تا چند روز آینده دار فانی رو وداع بگه.
از بس که هی برق رفت.
دوباره اومد.
آخه چند بار در روز.
هی هر روز هم زیاد میشه.
بعدم میگن اگر زیادتر از زمانی بود که گفتیم زنگ بزنید اطلاع بدید.
آره حتما.
شماهام که رسیدگی میکنید.
واقعا خجالتم خوب چیزیه بخدا.
من نمیدونم این روز چه اتفاق مهمی واسم افتاده بود.
دوباره یادم رفت بیام آپ کنم.
از دستم در رفت.
یادم نمیاد.
حالا تا روزای بعدی ببینم چی میشه.
لابد با خودتون میگید این دیگه عجب آدمیه.
ولی همینه دیگه.
ما اینجور آدمایی هستیم.
