دوما خیلی مرسی.
سوما خیلی خیلی مرسی.
زحمت آپ کردن اینجا رو کشید.
آخه سخته.
یعنی خیلی حوصله میخواد.
هم وب خودش هم اینجا.
در هر صورت این کارو برای من کرد.
اینا همش خودش خاطرس.
چند وقت بد این پست ها رو که میخونم همش یادم میاد.
از سفر هم که چیز خاصی ندارم بگم.
ای بدک نبود.
ولی در کل خیلی چیز آنچنانی هم نبود.
بیشتر بخاطر هوا.
خیلی گرم و شرجی بود.
بعدم مثه شهر مرده ها بود.
تهران خودمون یا این همه دنگ و فنگ یه چیز دیگس.
درسته امنیت اونجا عالیه.
ولی بنظرم نمیارزه به زنده بودن اینجا.
مممم بعدش..
دیگه چی بگم...
دیگه چیز خاصی نیست.
همه جا امن و امان.
دیگه ایشالا بریم تو کار پرواز هر چی زودتر.
این آقای مسئول که امروز نبودن که ببینم چیکار کرده.
حالا فردا ببینم گرفته این لایسنس منو یا نه.
من اومدم.
واقعا هیچ جا مثل خونه آدم نمیشه.
اصلا قابل مقایسه نیست.
راحت شدم.
چی بود بابا.
با اون هواش.
گرم.
شرجی.
مگه آدم عقلش کمه.
اینجا به این خوبی.
حالا تنوعی بود دیگه.
ولی بالاخره تموم شد.
راحت شدم.
آخی....
البته الان که خیلی خستم.
دارم غش میکنم.
فقط اومدم بگم اومدم.
کلی هم کار دارم.
این سایت منم که هک شده مثکه.ببین چار روز نبودما.
یه شعری هست که نمی دونم شاعرش کیه اما خیلی قشنگه. می خوام امشب اینجا بنویسم. شاید اگر یکی دو کلمه اش تغییر کنه همچین بی مناسبت هم نباشه
از پشت شیشه های سیاه فرودگاه
در گیر و دار این هیجانات و غرق آه
مردی برای بدرقه ات گریه می کند
با یک عینک و بارانی و کلاه
بعد از تو لحظه های من از جنس گریه اند
از جنس یاس های سفید و رز سیاه
حالا به عشق روی تو پرواز می کند
دلفین مهربان سفید از فرودگاه
یعنی کنار که نشسته و آیا چه می کند
یعنی کنار مرد غریبه نشسته آه
پرواز بی شماره به مقصد نشست و بعد
مردی بدون عینک و بارانی و کلاه
...
طبق گزارشات حاصله امروز بیشتر به گشت و گذار در مناطق و نواحی دیدنی و ندیدنی به سر شده و در پایان با یک تو دهنی جانانه حساب کار دست همگان آمده و فعلا عموم آرامش خود را حفظ نموده و منتظر هستند تا ببینند آن فرد خوشبخت بعدی که تو دهنی نصیبش می شود چه کسی می تواند باشد!
![]()
حالا از اینا که بگذریم مثکه قراره بعضی ها برنزه برگردن ![]()
درضمن همه ی ما می دونیم که تنبیه بدنی سال هاست که منسوخ شده ![]()
آب معدنی عزیز پیغام شما ارسال شد و جوابی که دریافت شد بدین شرح بود: این تدی هم که مارو کشته
اونم دیگه سوغاتی می خواد؟! ![]()
![]()
طبق اخبار رسیده از سواحل خلیج همیشه فارس صاحب این مکان اعلام داشتند:
هوا خیلی گرمه
نمی خوام
دوست ندارم
می خوام زود برگردم
نیخوام
دلم واسه عشقم تنگ شده
پ.ن: احیانا وقتی اینا رو داشته می گفته حسابی دماغش دراز شده بوده اما خوب فعلا که کسی نمی بینتش تا برگرده هم احتمالا برمی گرده سر جاش![]()
دکتر سبحان می گفت کسی که شب دریا رو دوست داشته باشه باید حتما به یه روانپزشک مراجعه کنه
آن روزها آیینه ها آیینه بودند
این قلب ها , این قلب ها بی کینه بودند
آیینه ای احساس دلتنگی نمی کرد
تقویم ها از شنبه تا آدینه بودند
اول از همه خدمتتون عرض کنم که من که دارم می نویسم کوروش نیستم.
این چند شب که صاحب این مکان در سفر به سر می برند و در کنار سواحل زیبای خلیج همیشه فارس اوقات خود را سپری می کنند من اینجا رو آپ می کنم
اما چون قرار نیست اینجا وبلاگ گروهی باشه با همون اسم خود صاحب وبلاگ پست ها رو می فرستم بالا.
البته اینجا آپ خواهد شد.
ایشالا اگه زنده بودم و برگشتم میام دوباره آپ میکنم.
واستون خاطراتو میگم.
البته اگر اصلا خاطراتی باشه.
میگم عجب ناهاری خوردیم امروز.
بالاخره نرگسی هم خوردیم.
این اسما از کجا اومدن..؟
ترکیدم دیگه از بس خوردم.
بسیار تا بسیار خوب بود.
کاشکی هر روز اینجوری بود.