صدا میاد.؟
من هنوز زندم.
دیشب هی گفتم این اینترنت درست میشه.آخرش نشد.
دیگه زحمت پست دیشب هم ملیکا کشید دیگه.دستش درد نکنه.
امشب هم که هیچی.اصلا آدم میاد تو این جو قرار میگیره انگار پستش کور میشه.
.
.
.
.
چند وقتی هست که حوصله نوشتن ندارم.
پستم نمیاد!
ای کاش والدین از مالکیت فرزندان...
به علت قطع شدگی اینترنت مطالب مقصود برای ذکر در این شب به تاریخ دیگری موکول شد
فضولی: از طرف کوروش می گم که کلاس هواشناسی تشکیل شد و خیلی خوب بود. استادش هم خوبه
حالا خودش بعدا مفصل می گه ![]()
(من کوروش نیستم! اما نمی دونم چرا اون زیر همش اسم کوروش رو می نویسه
نکنه به بلاگفا پول داده که همش اسم اون ثبت بشه؟
خلاصه که دیگه من تلاشم رو کردم که اسم این زیر تغییر کنه ولی نشد حالا خودش میاد درست می کنه دیگه)![]()
دلم گرفت از این روزا از این روزای بی نشون
از این همه دربدری از گردش چرخ زمین
دلم گرفت از آدما از آدمای مهربون
از این مترسکای پست از همدلای همزبون
تو هم که بی صدا شدی آهای خدای آسمون
آهای خدای عاشقا تویی فقط دلخوشیمون
آره دلم خیلی پره از غمای رنگ و وارنگ
از جمله دوست دارم دروغای خیلی قشنگ
همین.!
به قول آب معدنی که میگه وقتی کتاب میخره دوست داره تا داغ داغه بخونه منم الان همچین حسی دارم.اون کتاب دیروزیه که تموم شد همون دیروز.البته بماند که خیلی هم زیاد نبود.ولی خب دیگه یجوریه آدم دلش میخواد زود بخونتش.امروز هم یه کتاب دیگرو شروع کردم.این یکی خیلی بیشتره.تا الان هم تقریبا 82 صفحه ازش رو خوندم.ایشالا اینم بزودی تموم میشه.

عروسی خاله و ...
۲۴۶ صفحه
روشنگران و مطالعات زنان ۲۶ فروردین ۱۳۸۵
۲۵۰۰ تومان
باخره دوباره این کلاس هم شروع شد.آخه چقدر این سی دی رو ببینیم...!؟
امروز موفق شدم بالاخره چند تا کتاب تهیه کنم.واقعا دیگه نمیشد تحمل کرد.بازم لاقل یکم آدم سرش گرم میشه.رفتم شهر کتاب.دوباره همون آقاه که هرچی کتابه خوردرو دیدم.انقدر خوشحال شدم که بازم بود.خوبیش اینکه کافیه بهش چند تا کتابی که خوشت اومده و بگی تا تو همون مایه ها واست کتاب ییاره.خلاصه ۳تا کتاب خریدم.امروز هم اولیشو شروع کردم به اسم " من دانای کل هستم " که باز هم مال مصطفی مستوره.از نوع نوشتنش خوشم اومد.البته این کتاب داستانه کوتاهه.در حقیقت شامل ۷ داستانه کوتاه میشه.حالا شروع کردم به خوندن ببینیم چی میشه.

من دانای کل هستم
مصطفی مستور
ناشر: ققنوس ۲۳ دی ۱۳۸۶
قیمت: ۱۳۰۰ تومان
گنجشکک ناز منی.مرغ خوش آواز منی.صبح که میشه پر میزنی.نوکت ( خودتو میگم ) رو بر در میزنی!
واقعا این جمع ها چقدر مزخرفه.اصلا آخر دلگیره.همینجور تو اتاق.تا شب.نه تفریحی.نه ... البته بماند که حس و حال هیچی هم نیست.
.
.
.
.
.
در این جور مواقع خوندن یک کتاب میتونه بهترین انتخاب باشه.
کی ما از این قیافه گرفتنا خلاص میشیم خدا میدونه.
درسته معمولا انتظار کشیدن خوب نیست و خیلی سخته ولی در بعضی مواقع میتونه سود هم داشته باشه.منظورم اینکه درسته سختیش همیشه هست و کلا خوب نیست ولی خب میشه ازش یجوری استفاده کرد که همچین یه کار مفیدی هم کرده باشی.امروز میشه گفت برای اولین بار یه کتابو از تقریبا صبح تا ظهر تموم کردم.کتاب خیلی قشنگی بود.چقدر جمله های زیبا داشت.در کل زمانی که شروع کردم به خوندنش اصلا فکر نمیکردم که تموم بشه ولی یه جورایی واسم جذاب بود و خوشم اومد و دیگه جو گرفت تا آخرش خوندم.اسم کتاب هم بود " روی ماه خداوند را ببوس".

مشخصات کتاب
روی ماه خداوند را ببوس
مصطفی مستور
نشر مرکز ۱۱ اسفند ۱۳۸۶
۱۱۴ صفحه
این تجربه های جدید هم خیلی خوبه ها.مثلا رانندگی کردن با یه Type ماشین دیگه اونم از نوع شاسی بلند.به به عجب ترمزی!
