- امروز مثلا رفتم خرید کنم خیر سرم.البته قرار بود فقط برم یه شلوار بخرم و برگردم نه چیز دیگه ای.خلاصه راه افتادیم رفتیم میلاد زور.اینکه میگم راه افتادیم نه اینکه فکر کنین همه فامیل و برداشتم با خودم بردم.نه فقط من و مامی.حالا رفتیم اونجا وارد اولین مغازه شدیم.فروشنده میگه خب مثلا چه رنگی و چه سایزی و از این سوالها...بعدش رفته یه نمونه آورده گذاشته رو میزش.شروع کرد به چرت و پرت گفتن و تعریف کردن الکی از جنسشو که آره نمیدونم مارکه اصله و جنسش اینه و کلی از این حرف هایی که این فروشنده ها میزنن تا جنسشونو قالب کنن به مشتری.بعد که حرفاش تموم شد میگم خب حالا قیمتش چنده؟میگه خیلی نیست.مناسبه قیمتش..!میگم خب شما حالا بفرمائید.آخه بگو آقای قشنگ این که قیمتش مناسب هست یا نه رو من که میخوام بخرم باید تشخیص بدم.نه تو.اگه به اینا باشه که هرچی باشه مناسبه.خلاصه گفت ۷۷ تومن.گفتم بله........!!!!!!میگه همش ۷۷ تومن دیگه.آخی چقدر کم.آخه چه خبره مگه.؟دوباره شروع کرد به همون تعریف و تمجید های الکی.حالا از همه جالبترش اینکه میگه این جنس تا الان دوبار روش تخفیف خورده!! اول نمیدونم صد و خورده ای بوده بعد مثلا شده هشتاد تومن.دوباره تخفیف خورده که الان شده ۷۷ تومن.والا من مطمئن نیستم ولی شاید یارو احساس کرده یا نکنه واقعا دیده که ما گوشامون مخملی بوده یا چیز دیگه ای.خلاصه این که از مغازه اول.Vacate کردیم.
- حالا اونو بی خیال شدیم رفتیم دومین مغازه.بعد میبینم یکسری شلوار گذاشته اون بالا زیرش نوشته مثلا فلان تومن.گفتم خب این نسبتا مناسبه.لاقل نسبت به اون قبلیه خیلی بهتره.میگم خب سایز من دارین؟میگه بله بفرمائید و اینا...خلاصه پوشیدم و پرو کردم و اینا.حالا آخرش میگم خب پس این قیمتش همونیه که اونجا نوشتین دیگه..؟میگه نه اونا مال این شلوارا نیست.!!!!مال مدل های دیگس.حالا حاضرم شرط ببندم هر چیزی من انتخاب میکردم میگفت نه اینا قیمتش فرق داره.حالا با یک لحنه بدی میگه شما از اونا میخواین؟منم گفتم خب حالا از اونام یک نمونه بیارین ببینم.بعد رفته یه شلوار رنگ و رو رفته واسه من آورده میگه این از اونا.میخواین.؟؟منم گفتم نه ممنونم.همینو بر میدارم.خلاصه حالا بماند که کلی چونه زدیم و اینا.تازه در حینه اینکه من داشتم شلوارو پرو میکردم چندتا تی شرت هم به ما قالب کرد.ولی خب بجاش کلی چونه زدیم.ای بابا ما که وسعمون نمیرسه خیلی..
- مسئله مهم بعدی اینکه یکی از دوستان یک کلمه گفت تو از قر خوشت میاد.دیگه اینجا ما رو کردن رقاص و ...باور کنید من اینکاره نیستم.خدا روزی تونو جای دیگه بده ایشالا.تازه درخواست هم میکنن که از رقصم هم بذارم تو بلاگ.دیگه همینم کمه واقعا.آخه نه این کاره هم هستم.تاجایی که من یادم میاد نه بابام رقاص بوده نه...هیچی ولش کن.بگذریم.
- راستی امروز کلاس دیگه رسما پیچید از همون اول.بازم دستشون درد نکنه قبل از اینکه بریم بهمون خبر دادن که کلاس تشکیل نمیشه.میبینن لامصب آخر برنامه ریزیه ها..البته این حالت بازم خیلی سنگین تره تا اینکه بریم اونجا بشینیم تو کلاس بعد استاد بیاد اونجا هی Touch & Go کنه.
- من هنوز این کتابی که گفتم دارم میخونمو تموم نکردم.خدایاااااا چیکار کنم..؟؟!؟یکم منو تشویق کنین شاید جو بگیرتم بشینم بخونم تمومش کنم.حالا خوبه همش ۲۰۷ صفحه بیشتر نیست.ای بابا دیگه حوصله کتاب خوندن هم ندارم.
جدا بعضی مواقع فکر میکنم میگم چی میشد مثلا یهو یه اتفاقی می افتاد که دیگه راحت میشدم..انقدر خوب میشد.حیف که تو این زمینه هم شانس ندارم.در ضمن این همه تاخیر تو آپ کردن بلاگ بخاطر این بود که متاسفامه اینترنتم قطع شده بود.اگه بدونین چه بدن دردی گرفتم..
۱) امروز اومدم یه سری بزنم که کامنت ها رو چک کنم یهو در یک لحظه همچین سه فاز پروندم که فکر کنم دود هم ازم بلند شد.آخه این همه..؟؟!! چه خبره؟ آخه اصلا سابقه نداشته.بعدش گفتم حالا برم ببینم چی شده که همچین اتفاق بی سابقه ای افتاده اینجا که دیدم بله...دو نفر از دوستان عزیزم گویا شب پیش دنبال جایی برای تبادل نظر و مقداری هم گپ زدن میگشتن که اینجارو مناسب دیدن و بله دیگه..!البته من با این قضیه اصلا مشکلی ندارماا ( حالا مثلا اگرم داشته باشم چیکار میتونم بکنم..؟؟؟!!!؟؟! ) ولی جدا من ناراحت نمیشم.هر کاری دوست داشتین بکنبن.بریزید...بپاشید...شلوغ کنید.فقط خودتون آخرش که کاراتون تموم شد خواستین تشریف ببرید همه جارو قشنگ مرتب کنید بچه های گلم..!!
۲) این مسئله پرتقال فروش هم که والا خیلی آدما تو دنیا دنبالشن.چه آدم مهمیه که میتونه جواب سوال این همه آدمو بده.واقعا کاشکی دیدن روی ماه ایشون نصیب ما هم بشه.امیدوارم که هر چه زودتر پیدا بشه.البته بماند که در بعضی مواقع هم اگر پیدا نشه خیلی بهتره.!!
۳) در ارتباط با اون ابر CB هم باید بگم منم فکر میکنم اصلا نمی ارزه که بخاطر هیجانش اون دوستتون بخوان یه موقع به ابر CB نزدیک بشن.یعنی اصلا من کل ابرهارو میگم.خب مخصوصا این CB چون رعد و برق هم داره که دیگه خیلی اوضاش وخیمه.اونوقت همین رعد و برق میتونه کار دست آدم بده اونم بدجور
۴) ولی نمیشه راجع به این نظرات دوستان چیزی نگفت.هی میخونم میبینم اصلا آخرشه هااا..چه تعریف و تمجدیدی از هم میکنن.چه نوشابه ای رو هم نمی ریزن!! نگاش کن نوشته خیلی خوفن..آخه خوف که همچین خیلی هم خوب نیست..!!همین کم بوده بیان کل اطلاعات تو شناسنامشونم اینجا بنویسن..!!ولی کلا جالب بود.باز هم از این کارا بکنید.من خودمم پایم.با شمااا..!!
۵) کلاس امروز هم که آخر مفید بود.میشه گفت از پنج ساعت کلاس اگه خیلی بخوام بهش لطف کنم مثلا یک ساعت و نیم بشه توش مفید پیدا کرد.که البته اونم شک دارم.اتفاق جالبی هم که امروز افتاد این بود که نمیدونم چی شده بود که پاچه من گرفته نشد بالاخره...واقعا عجیب بود.
۶) راستی پیشنهاد های خودتونو جهت هر چه بهتر شدن این چت روم به من بگین تا در اولین فرصت ترتیب اثر بدم.خواهش میکنم..تعارف نکنید!!
این آهنگی که دیشب گفتم رو هم اگر دوست داشتین از اینجا دانلود کنید.
این چه روزیه آخه...چه وضشه..؟؟!
برعکس شده مثکه.
روزهای عادی آدم خیلی بهتر تفریح میکنه یا به کاراش میرسه تا جمعه...
۲) جریان شام خوردن تو خونه ما شده مثل تو این کارتونا.
دیدین مثلا تو خونه غذا که پخته میشه این بویی که راه میندازه همرو از خود بیخود می کنه؟!
من تقریبا یک ساعت پیش همچین حالتی شده بودم.
آخه غذایی هم که پخته شده بود واقعا خوردن داشتا...قیمه بود.
دیگه از هر غذایی بشه گذشت از قیمه و قرمه سبزی نمیشه گذشت.
ولی هی منو اذیت میکنن.الکی بهم میگن هنوز حاضر نشده.
اینجا هم شیشکی منو دوست نداره..میبینین..!!!
۳) چقدر سخته وقتی چند روز پشت سر هم خوش باشی بعد یهو این وسط سکته بدی...
خیلی ضد حال میشه..آدم عادت میکنه دیگه.کاریش نمیشه کرد.
البته کاریش که میشه کرد اما خب دیگه این کلنجار رفتن با خو هم بسی دشوار است.
۴) فردا هم که کلاس Engine قراره به امید خدا و گوش شیطون مخملی شروع بشه.
البته اگر دوباره به پیچ تبدیل نشه..
اوه اوه اونم با استادی که فقط تو کار پاچس.
منم که الان تو مایه های خرس شدم.فردا اگر اینجوری برم سر کلاس که دیگه هیچی..!!!
۵) یه موقع فکر نکنین این اشتیاق من برای این کلاس بخاطر درسه ها..
دوست دارم این کلاس زود شروع بشه که زود هم تموم بشه.
آخه کلاس بعدی ایشالا Weather خواهد بود.
اونوقت خیلی خوب میشه.دوست میدارم.
البته بازم میشه گفت نه بخاطر درسش.
حالا دیگه پیدا کنید پرتقال فروش را.!!
میگم این آهنگه آخر سریال پریدخت چقدر قشنگه ها...
منی که زیاد از موسیقی سنتی خوشم نمیاد اینو که گوش میکنم کیف میکنم.
دوست داشتین بگین واستون بذارم که Download کنین.البته حتما خودتون شنیدین.
فقط کاشکی هر چیزی میخواد بشه خوب باشه.
یکی از روستان لطفیده بودن به من یک کتاب داده بودن که من مثلا خیر سرم بخونم.
داشتم خوب پیش میرفتما..کلی پیشرفت کرده بودم.
نمیدونم چرا یهو موتورم رفت.. ( موتوروت رفت کجا میشینی..؟ زود باش سرعت سرعت..!! )
دوباره زدم کانال ۵ یهو.دیگه شما به بزرگواری خودتون ببخشید.
خلاصه شاید هم بخاطر این بود که فرصت نشد.
یا اتفاقات خیلی بهتری افتاد که از کتاب خوندن خیلی بهتر بود.اینم از کتاب خوندن من.!!
آهان در رابطه با شاد نوشتن هم حضور شما عرض کنم که خب این مدل نوشتن برای من یکم
عجیب غریبه دیگه.شاید از نظر شماها کاملا عادی باشه ولی برای خودم نیست..
درسته که خیلی مواقع باید خوشحال باشیم...
ولی من فکر میکنم اون مدل شادی خیلی دوامش کمه یا اصلا ارزش نداره..
ولی بنظرم میاد که من لابد واقعا خوب بودم که الان ۳ شبه دارم اینجوری می نویسم..
چقدر شاد شاد کردم...
راستی امروز دوباره چه برفی اومد یهو.خیلی قشنگ بود.البته فقط این قشنگی بخاطر برف نبود
مورد دیگه ای هم بود که این زیبایی رو تشدید میکرد.
البته برای من...
روی ابریشم چین نبض صداتو میشه دوخت ... میشه اسم تورو به شعله گره زد و نسوخت
بعدم میگم خودمونیم چند روزیه که خیلی شاد نوشتم.
امشب با خودم میگفتم چی شد یهو من مدلم عوض شد.
از اون حالت در اومدم چند روزه..!!
البته نمیشه گفت دیگه اونجوری نمینویسم ولی خب چند روزه خیلی اوضام فرق کرده.
مثکه همچین خوشحالم...
که این خودش جای بسی تفکر داره که چی شده.
البته میشه گفت یکسری عوامل حتما تو این موضوع دخیل بودن.
کاشکی همیشه اون موارد باشن. ( شایدم فقط یک مورد )
در کل خیلی خوب بود این چند روز.
ولی امشب یهو هوس کردم شعر آهنگی که امروز بعد از مدت ها شنیدمو بنویسم..
هرگز نخواستم که تورو با کسی قسمت بکنم
یا از تو حتی با خودم یه لحظه صحبت بکنم
هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم
بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم
انقدر ظریفی که با یک نگاه هرزه میشکنی
اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی
ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونه
یا روی تیشه چشات غبار آهم بمونه
تو پاک و ساده مثل خواب حتی با بوسه میشکنی
شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی
حتی با اینکه هیچ کس مثل من عاشق تو نیست
پیش تو آیینه چشام حقیر لایق تو نیست...
آدما همیشه اونجوری که در موردشون فکر میکردی نیستن.
پس اونارو از خودمون دور نکنیم...شاید زمانی همونا بشن بهترین برای ما
واقعا خجالت آوره..انقدر که نمیتوتم اینجا بنویسم.
البته برای خودشون که عادیه ولی برای ما غیر عادی.
بنظرم اول باید اسماشونو تغییر بدن که از نظر عفت کلامی با فرهنگ ما منافات نداشته باشه.
بعدش بنویسن اونجا..که ما میریم رومون بشه سفارش بدیم.آخه منم که خجالتی..
دوباره داشتین جملمو..؟؟!!دوباره ترک تکثیر قرار گرفتم از اون جمله های آنچنانی نوشتم.
منافات....اوه اوه اصلا مثکه دیگه این مدل نوشتن جزئی از من شده..
وای چقدر من چرت و پرت میگم.اشکال نداره حالا.!
آره خلاصه اینکه از اسم غذاها.
آهان تا دلتم بخواد شلوغ.
بدتر از اون اینکه جایی که میشینی دم در ورودی باشه.
بعد ملتی که میان اونجا وایسن تا جا خالی شه وایسن اونجا هی لقمه هاتو بشمرن..
ولی بازم بدتر از اون اینکه تو اون جمعی که میری یک نفری هم باشه که جلوش راحت نباشی
آخه من از این سوسول بازیها بلد نیستم که تیریپ کارد و چنگال و اینا استفاده کنم.
من فقط تیریپ کثیف بلدم..خوردن با دست و پا و جاهای دیگه...!!
ولی خب ما با کمال پررویی کار خودمونو کردیم.
این چیزها حالیمون نیست!!
حالا ببین بعدا پشت سرم چه چیزها که نمیگن..لابد میگن عجب آدم کر و کثیفی بودااا
خجالت نمی کشید با این وضع خوردنش..دیگه دیگه
ما اینیم.
میخواین بخواین...
نمیخواین بازم بخواین..!!
اشغالی.گوشیت رو هم برنمیداری.
اگه بنزین اگه میخوای امشب بزنی بزنی یه زنگ به محم رضا بزن.!!!!!
نسل جدیدی از اس ام اس ها در راه است.!!!!
بعضی ها هی به من گفتن تو هم که هی بیا اینجا غر بزن.حالا بیاین نگاه کنین کیا غر میزنن..
اولا راجع به غلط های املائی مرسی که تذکر میدین ولی خب فایده نداره.
گستردگی سواد نوشتاری ما در همین حد خلاصه میشه..
اوه اوه داری که کلمرو..گستردگی...خیلی به خودم فشار آوردم این کلمرو نوشتما..!!
ولی خب دیگه دوستان عزیز خودشون زحمت بکشن تصحیح شده بخونن.
من هم تمام تلاششو خواهم کرد..
( این " تلاششو " بخاطر این بود که یکی از دوستان گفته بود خودشو ناراحت نکن ) !!!
مسئله دوم هم این قضیه پیوندهای بلاگه که مثل اینکه بحث جالبی شده.
جالبتر از اون اینکه خودتون می برینو می دوزینو قیچی می کنینو اندازه میگیرینو
ئه چرا ایتالیایی شد یهو..!!! هی اینو و لینو و ... بیخیال.
من جای این پیوند هارو هی عوض میکنم بخاطر اینکه مثلا یکی اضافه میشه میخوام مثلا
خوشکل مشکل باشه.همینجوری الکی اضافه نکنم.کوچیک بزرگ نشه.مامانی بشه..
حالا هی غر بزنین..
البته بازم خوبه جواب همدیگرم خودتون میدین.
میگم احیانا اگر خواستین بگین من یوزر و پسوردمو بهتون بدم دیگه..
اصلا چه کاریه من بیام.خودتون بیاید سر بزنید.آپ کنید.کلی ثواب هم داره.!!
حالا که اینجوریه اصلا خودتون بفرمایید من چیکار کنم تا من انجام بدم..
لامصب اینجا دموکراسی موج میزنه ها..مواظب باشین موجا نبرنتون...!
بازدید کننده سالاری شده اینجا...
دیگه خرابیم دیگه..
پس با شمااااااا..
نه من میخوام بدونم چجوری دلت اومد بگی نیا...
هی روزگار ببین..آدم تو ..... شنا کنه ولی دلش انقدر کوچیک نباشه..!!
